Thursday, April 7, 2016

تاملی بر حدیث شروسی شماسی و پیشگویی وقایع آخرالزمان و انقلاب ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حدیث "شرّوسي شمّاسي" شامل پیش بینی وقوع انقلاب ایران و ادعای امامت دروغین شخصی با عنوان شروسی شماسی و حوادث زمان قیام  امام عصر (عج) می باشد؛ این حدیث در عصر حاضر برای اولین بار به صورت علنی توسط یکی از علماء و راویان حدیث اهل بیت علیهم الصلاه و السلام که صاحب شبکه تلویزیونی "اهل بیت (ع)" می باشند، در این شبکه بیان شده است. در خصوص صحت روایت، این عالم بزرگوار به نکاتی اشاره کرده اند از جمله اینکه متن روایت توسط علمای مورد وثوقی که قبل از انقلاب نسخه خطی کتاب حاوی حدیث را دیده اند، نسخه برداری شده و از بیشتر از یک طریق به دست ایشان رسیده است. هر چند هنوز نسخه ای از کتاب در دسترس نیست اما متن این حدیث شامل نکاتی است که بسیار قابل تامل هستند و با روایات دیگری که در کتب معتبر شیعه آمده اند مطابقت دارد. این حدیث از دو طریق روایت شده است، سند اول از سلیم بن قیس هلالی از حذیفه یمانی از سلمان فارسی از امیرالمؤمنین(علیه الصلاه و السلام) و سند دوم از زراره از محمد بن مسلم از امام صادق(علیه الصلاه و السلام) از امیرالمؤمنین(علیه الصلاه و السلام) که بخشهایی از آن را همراه با ذکر نکاتی چند در این گفتار آورده ایم:

 « قبل أن یظهر المهدی من آل محمد صلوات الله علیهم و من علائم ظهوره بِأبی و اُمی، خروج رجل زندیق الشّروسی الشّماسی الذی یهدم دین البهلوی یخرج من بلاد خراسان یرید الولایة و الخلافة  و یدّعی الامامة و هو من ابناء السیخ یخرج علی الملک البهلوی من ملوک العجم فیظهر علیه الملک و ینفیه الی بلاد الرّوم فیبقی فیها مدت احدا عشرسنة و بضعة ایام. فیفلط الی العراق مترقباً و راجئاً للخلافة. بعد سنین و اشهر فیهزم الشروسی الی بلاد الافرنج ، فإن یغری اهل الرّی والخراسان و بلاد الجبل علی ملک البهلوی ، یحوطونه النصاری و اخوان القردة لینکلوا به علی المسلمین و یُرَوّجونه علی الملک فی خراسان والبلاد الجبل ، فیفرّ الملک العجم الی مصر، فیَطلَعُ رأس الشیطان من بلاد الافرنج الی خراسان و یأتی الی بلدة الزوراء تسمّی بالطهران علی جانب الرّی فتکون له صولة و جولة ، فیهدم دین البهلوی و ینادی بالجمهوریة و یدّعی الامامة فَیُسلّمون له الناس خوفاً و طمعاً فیغرّ الناس و یَفُکُّ بالاخرین ، و هو الافّاک الاثیم « ویلٌ لکل افّاک اثیم»{جاثیه 7} انّه کذّابٌ اشِرّ، دجالٌ بَطِر ، مَیشومٌ ملعونٌ مُغَلَّفٌ مأبون یَدّعی انه منا اهل البیت و لیس هو منّا و انه من ابناء السیخ ابن مرئة الفاجره و اتباعه ضعفاء العقول و ابناء البغایا من العجم والشروسیِ زندیق الملحد قد اتخذ دین جلباباً لِصولته  و یدّعی امامتنا و ولایتنا و خلافتنا کَذِباً و افترائاً علی الله و علی رسوله و علینا اهل البیت ، فَتَعُمٌّ فتنتهُ بلاد المسلمین و یطمعُ فیها فیَطمعُ بالعراق و یغری اهلها طالباً للمُلک فَیخرج علیه طاغیة العراق من بنی شیصبان اول اسمه "ص" فیزحف بجیش العراق الی بلاد الغوص و قسم الی بلاد الجبل ، والقتل والقتال بینهما سریع ذریع و یدعی کل منهما قتلاهم شهداء و لیسوا بشهداء الّا المقتول منهم هدماً من السماء علی حین غفلة و انّ لهم اجر الشهید ، والحرب بینهما سبع أو تسع سنین حتی الی أن یموت الشروسی و یُهلک به خلقٌ کثیرٌ کثیرٌ ، و فی هلاک شروسی تکون فسحةٌ علی المؤمنین من موالینا و خیار شیعتنا و یَقَعُ هرج والمرج فی بلاد العجم...» 


 «پیش از ظهور مهدی آل محمد (عج) که درود خدا بر ایشان باد و از نشانه های ظهور او که پدر و مادرم فدایش باد، خروج مرد زندیقی است ملقب به شروسی شماسی که آئین پهلوی را نابود می سازد و از بلاد خراسان خروج کرده و جویای ولایت و خلافت است و ادعای امامت کند و او سیک زاده است و بر پادشاه پهلوی كه از ملوك عجم است خروج کند. پس پادشاه بر او غلبه یافته و او را به بلاد روم{ترکیه} تبعید میکند و او یازده سال{ماه} و چند روزی در آنجا می ماند. سپس با احتیاط سوی عراق می رود در حالی که امیدوار به دستیابی به خلافت است. پس از سالها و ماهها، شروسی به بلاد فرنگ{فرانسه} می گریزد در حالی که مردم خراسان و ری و شهرهای کوهستانی{مردم ایران} علیه پادشاه پهلوی فریبکارانه شورانیده می شوند و حمایت می کنند مسیحیان و یهودیان از شروسی تا به دست او مسلمانان را به عذاب مبتلا سازند و به نفع او در خراسان و شهرهای کوهستانی{در ایران} عليه پادشاه تبلیغ می کنند. پس می گریزد پادشاه عجم به سوی مصر، پس طلوع می کند سر شیطان از بلاد فرنگ به سوی خراسان و می آید به سوی شهر زوراء که معروف به طهران است و در کنار ری قرار دارد. پس برای او كرّ و فرّ و قدرت و جولانی خواهد بود. پس آئین پهلوی را نابود ساخته و شعار جمهوریت میدهد و ادعای امامت می کند. پس مردم از روی ترس یا از روي طمع تسلیم او می گردند. پس مردم یکدیگر را فریفته و برخی بر برخی دروغ می بندند و او دروغپرداز و گناهکار است «وای بر هر دروغپرداز گناهکاری»{جاثیه 7} به درستی که او دروغگویی شرور و دجالی طغیانگر، منحوس و ملعون ، دارای قلبی قفل شده و مأبون است و ادعا می کند که از ما اهل بیت است اما او از ما نیست ، بلکه سیک زاده است و پسر زنی بدکاره و پیروان او افراد کم عقل و فرزندان زنان بدکاره عجمی و به تحقيق كه شروسی زندیقی ملحد است که دین را نقاب و پوششی برای قدرت طلبی خود نموده و ادعای امامت و ولایت و خلافت ما را مي كند به دروغ و بدين منظور بر خدا و رسول او و بر ما اهل بیت دروغ می بندد. پس فتنه او سراسر بلاد مسلمین را فرا گیرد و وی در آنها طمع کند. پس ابتدا به عراق طمع کند، پس مردم آن را  فریبکارانه می شوراند تا فرمانروایی شان را به چنگ آرد ، پس حاکم طاغی از بنی شیصبان عراق که حرف اول اسم او "ص" است علیه او خروج می کند، پس لشگر عراق را به سوی شهرهای غوص{خوزستان} گسیل می دارد و بخشی را نيز به سوی شهرهای کوهستانی{زاگرس}. پس کشت و کشتار شدیدی بین آنها صورت می گیرد و هر دو طرف ادعا می کنند که کشتگانشان شهیدند اما شهید نیستند مگر کسی از آنها که منهدم گردد به طور ناگهانی با بارشی از آسمان ، در حالی که در غفلت است ، پس برای او اجر شهید باشد. پس جنگ میان آنها هفت یا نه سال به طول انجامد تا آن که شروسی بمیرد و خلق بسیاری به سبب او هلاک گردند ، و در هلاکت شروسی گشایشی برای مؤمنان و شیعیان نیکوکار ما باشد و سرانجام هرج و مرج در بلاد عجم واقع گردد...»
 در ادامه این حدیث طولانی به خروج سید حسنی خراسانی و جنگ او با لشگر متجاوز روس و سپس گشودن شهرهای عجم (به خصوص شهر قم که در آن بیست هزار تن از پيروان شروسی را کشته و دو تن از سرانشان را دار می زند) و خروج یمانی و ظهور حضرت صاحب الامر (عج) در مکه و رفتن ایشان به مدینه و زنده نمودن اولی و دومی و محاکمه و قصاص آن دو و رفتن ایشان به نجف و زیارت حضرت امیرالمؤمنین (ع) اشاره شده و آمده است که آن حضرت پیش از رویارویی با لشگر سفیانی همراه با یکصد هزار رزمجو به کربلا می روند و پس از زیارت حضرت امام حسین(ع) ، پیکر آغشته به خون حضرت علی اصغر(ع) ، طفل شیرخواره امام حسین (ع) که بر دست ایشان هدف تیر لشگریان ابن زیاد قرار گرفت ، را بیرون می آورند در حالی که گویی تازه به شهادت رسیده و از گلوی او خون تازه بر زمین می چکد. پس خونخواه بزرگ ، پیکر آن طفل را در برابر لشگریان روی دست می گیرد و تعهد خود مبنی بر نابودی تمامی دشمنان امام حسین(ع) را اعلام می فرماید. پس از شکست لشگر سفیانی و نزول حضرت عیسی(ع) و... « سید حسنی به امام مهدی (عج) عرض می کند: شروسی پیش از ظهور شما مرده و در ری دفن شده است و او دشمن شما بود و خلق بسیاری را گمراه کرد. آیا نمی خواهید او را زنده کرده و محاکمه کنید و از او انتقام بگیرید؟ و امام(ع) می فرماید: آری و چه خوب پیشنهادی مطرح کردی ای پسر عمو ، پس من و تو همراه با لشگریان روانه شویم به سوی قبر شروسی. پس شروسی را زنده از قبر بیرون آورد و او را به سبب خون های فراوانی که ریخته و اموال فراوانی که با باطل خورده و تباه ساخته و نوامیس مردم که مباح ساخته و به سبب تحت ظلم قرار دادن شیعیان اهل خیر و دوستان ما و ادعای امامت و ولایت ما به دروغ ، محاکمه کرده و از روی قصاص و به سبب ارتداد اعدام می کند همانطور که با جبت و طاغوت (اولی و دومی) عمل فرمود...» درباره کیفیت قتل دجال توسط امام مهدی (عج) گفته شده که آن حضرت وی را با یک ضربه شمشیر از میان دو شقه می فرماید....

اما نکاتی که در این حدیث قابل تامل هستند:

 

1-       شخصی که در این حدیث از او به عنوان شروسی شماسی نامبرده شده برای اغلب مردم ایران از پیر و جوان و چه بسا مردم جهان در عصر کنونی شناخته شده است، و البته واضح است که در این حدیث همانگونه که در احادیث مشابه مربوط به ملاحم و علائم ظهور آمده اند، منظور از بلاد خراسان، کشور ایران می باشد.

 

2-       در حدیث اشاره به حمایت هر دو گروه مسیحیان و یهودیان و تبلیغ به نفع شروسی در مقابل پادشاه عجم شده، که از عجایب اشاره شده در این حدیث مبارک است و با اندکی مطالعه و جستجو ، تبلیغ رسانه های انگلیسی مانند bbc و مصاحبه انواع و اقسام مجلات و رسانه های فرانسه و ... (مسیحیان) با او، و حمایت آمریکا و جلوگیری از دخالت ارتش شاه علیه مردم حامی او را می توان یافت. و از آن جالبتر خاطراتی است که اشاره به درخواست بختیار از موساد (سازمان اطلاعات یهودیان) برای کشتن او شده و البته با آن موافقت نشده است!

 

3-       امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام از او به عنوان "دروغگو" نام برده اند که برای اهل اندیشه و مطالعه روشن است. سخن از جمهوریت و مردم و عدم قرار گرفتن روحانیون در مسند قدرت در مصاحبه های قبل از انقلاب ..... ولایت فقیه (آن هم از نوع مطلقه اش!) و اشغال کلیه مسند های قدرت وثروت توسط روحانیون طرفدار او یکی پس از دیگری ، بعد از انقلاب، از نمونه دروغهای اوست!

 

4-       اشاره به بدکاره بودن مادر او و همچنین مابون بودنش که هر چند شاید نشود به طور محکم این موارد را اثبات کرد اما با توجه به کشته شدن شدن پدر او در 5 ماهگی، دور از ذهن هم نیستند!

 

5-       در این روایت از حاکم طاغوتی عراق یعنی صدام جنایتکار، به عنوان "بنی شیصبان" یاد شده، که انطباق دارد بر روایت ذیل: 

عن جابر الجعفی ، قال : سألت أبا جعفر الباقر علیه السلام عن السفیانی ، فقال :وأنی لكم بالسفیانی حتى یخرج قبله الشیصبانی ، یخرج من أرض كوفان ، ینبع كما ینبع الماء فیقتل وفدكم ، فتوقعوا بعد ذلك السفیانی ، وخروج القائم علیه السلام.

جابر جعفى ، از امام باقر علیه السلام روایت كرده است كه فرمود : شما كجا و سفیانى كجا ، او خروج نخواهد كرد ، تا آنكه شیصبانى ، قبل از او خروج نماید . او ( شیصبانى ) از سرزمین  كوفان ، خروج كرده یكباره مانند آب از زمین جوشیده فرستادگان و نمایندگان شما را خواهد كشت . آنوقت است كه باید آماده خروج سفیانى وحضرت قائم علیه السلام باشید.

(النعمانی : ص 302 ب 18 ح 8، البحار : ج 52 ص 250 ب 25 ح 136 - عن النعمانی).

 

(عبارت یکباره جوشیدن او از زمین شاید اشاره به کودتایی باشد که منجر به حکومت صدام شد و با توجّه به آنکه جابر جعفی خود از کوفیان و شیعیان می باشد، عبارت «نمایندگان شما را می کشد» درخور تأمّل است و چنین به نظر می رسد که شیصبانی، نمایندگانی را از شیعه {علمای شیعه} در کوفه و نجف خواهد کشت که مصداقش را می توان شهادت مرحوم آیت الله سید محمد باقر صدر و دیگر علمای شیعه نجف و عراق به دست صدام دانست.)

  

 

6-       پس از مرگ شروسی، اشاره به هرج و مرج شده است که معنی آن در فرهنگ معین چنین آمده:

(هَ جُ مَ) [ ازع . ] (اِمر.) 1 - فتنه و آشوب . 2 - بی نظمی ، بی قانونی .

این عبارت را از جهاتی می توان بر وضعیت امروز ایران منطبق دانست با توجه به فساد و اختلاس و دزدی نهادهای حکومتی و اشخاص وابسته به حکومت؛ چنانکه به عنوان نمونه ای برای درک و عمق فساد و بی قانونی حاکمیت و فاسق بودن رهبرش ذکر همین نکته کافیست که وقتی اختلاس 3000 میلیاردی صورت می پذیرد، علنا و با بی شرمی و بی حیایی تمام، رهبر احمق و بیسوادش میگوید "کشش ندهید!" و با این همه فسق آشکار خودش را نایب و جانشین امام زمان (عج) هم میداند!!!  که البته خود مردم ایران اینها را بهتر میدانند... اما آن عبارت از جهتی هم می تواند اشاره به فتنه و آشوب یا بی نظمی و بی قانونی خاص داشته باشد مانند سقوط رژیم جمهوری اسلامی که هنوز اتفاق نیافتاده است، و چه بسا عظمت کلام امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام است که هر دو مقصود را اشاره کرده اند و زمانی را برای پایان یافتن  یا وقوع بی قانونی مشخص نکرده اند؛ الله اعلم.

 

7-       مصداق اشاره ای که در حدیث شریف به ریختن خون فراوان و مباح ساختن نوامیس مردم شده است را می توان اعدامهای بی محاکمه یا حتی اعدامهای با محاکمه ناعادلانه و قتلهای زنجیره ای توسط عوامل شروسی یعنی خلخالی و دیگران دانست، از جمله اعدام بیشتر از 30000 نفر زندانی سیاسی از گروهای مخالف مانند سازمان مجاهدین در سال 67 و همچنین تجاوز به زنان زندانی (به خصوص در صورت بکارت آنان)  قبل از اعدام که اسنادش موجود و قابل جستجو هستند.

 

8-       شاید مهمترین مساله ای که در این حدیث از سوی امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام به شروسی نسبت داده شده است ادعای امامت و ولایت و خلافت دروغین شروسی باشد. واقعیت این است که برای شیعیان آن حضرت که متمسک به عروه الوثقی هستند، این مساله چنان روشن و مشخص است که روز از شب مشخص است هر چند جماعت کم عقل پیروان شروسی در صدد غبار آلوده کردن آسمان و در مقام انکار آن ادعا برآیند؛ فقط اندکی تفکر در این جمله که "ولایت فقیه همان ولایت رسول الله(ص) است" برای کسی که عاقل باشد کافی است. آیا بالاتر  و واضح تر از این هم می شود ادعای امامت کرد؟ واضح است اگر کسی مستقیما خود را امام معصوم بنامد مفتضح و رسوا خواهد شد! بلکه به جای آن ادعا می کند که همان اختیارات معصوم(ع) را ولی فقیه هم داراست! همانگونه که اولی و دومی چنین ادعایی کردند! بر فرض که مجتهد هم باشد فقیه هم باشد باز علم مجتهد و فقیه کجا و علم امام معصوم(ع) کجا؟ علم او کجا و علم رسول الله (ص) کجا؟ اگر کسی فقط یک بار زیارت جامعه کبیره را خوانده باشد باطل و شرک آمیز بودن چنین ادعایی یرایش روشن است و واضح است که این سخنان فقط برای رسیدن به ریاست و قدرت و فریب دادن مردم بیان شده است.

علاوه بر این اگر این جمله را هم در نظر نگیریم با این ادعا که در قانون اساسی آمده است چه می توان گفت؟؟؟!!! اصل 57 قانون اساسی :

 «قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران عبارت‏اند از قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه كه زير نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال مي‏گردند . اين قوا مستقل از يكديگرند.» و همچنین در اصل 5 قانون اساسی.

یونس بن ظبیان گوید: امام صادق علیه السّلام در مورد فرمایش خدای عزّ و جلّ که فرموده:{در روز قیامت خواهی دید آن کسان که بر خداوند دروغ بسته اند چهره هایشان سیاه شده است ،آیا جز در جهنّم جایگاهی برای متکبران هست؟} {زمر،60}  فرمود: «منظور کسی است که خود را امام پندارد در حالی که واقعا امام نیست.» (غیبت نعمانی باب 5)


در ادامه به ذکر احادیثی چند در رابطه با شناخت و اثبات انحرافات و عقاید فاسد شروسی می پردازیم؛ ضمن اینکه این احادیث در مقام تایید حدیث شروسی شماسی نیز می باشند.
(توضیح برای آنهایی که ممکن است ندانند، اینکه میل به فلسفه و تصوف شروسی و علاقه و تبلیغ او از برای صوفیان و از جمله ابن عربی صوفی خبیث که دشمن مسلم قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) است، مشخص و ثابت است و در مراجع بسیاری نقل و مستند شده از جمله در نامه به گورباچف که در آن مکار دروغگو به جای اینکه به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) دعوت کند, تبلیغ ابن عربی را کرده و گورباچف بدبخت را از کفر به شرک دعوت کرده است!)


·         عن الإمام الحسن العسکری ( علیه السلام )، أنه قال لأبی هاشم الجعفری: یا أبا هاشم، سیأتی زمان على الناس وجوههم ضاحکه مستبشره، وقلوبهم مظلمه متکدره، السنه فیهم بدعه، والبدعه فیهم سنه، المؤمن بینهم محقر، والفاسق بینهم موقر، أمراؤهم جاهلون جائرون، وعلماؤهم فی أبواب الظلمه [ سائرون ]، أغنیاؤهم یسرقون زاد الفقراء، وأصاغرهم یتقدمون على الکبراء، وکل جاهل عندهم خبیر، وکل محیل عندهم فقیر، لا یمیزون بین المخلص والمرتاب، لا یعرفون الضأن من الذئاب، علماؤهم شرار خلق الله على وجه الأرض، لأنهم یمیلون إلى الفلسفه والتصوف، وأیم الله إنهم من أهل العدول والتحرف، یبالغون فی حب مخالفینا، ویضلون شیعتنا وموالینا، إن نالوا منصبا لم یشبعوا عن الرشاء، وإن خذوا عبدوا الله على الریاء، ألا إنهم قطاع طریق المؤمنین، والدعاه إلى نحله الملحدین، فمن أدرکهم فلیحذرهم، ولیصن دینه وإیمانه، ثم قال: یا أبا هاشم هذا ما حدثنی أبی، عن آبائه جعفر بن محمد (علیهم السلام)، وهو من أسرارنا، فاکمته إلا عن أهله.

امام حسن عسکری علیه السلام به ابی هاشم الجعفری فرمودند :

یا اباهاشم ! زمانی بر مردم خواهد آمد که چهره هایشان خندان وبشاش و دلهایشان تیره و تار است ،

سنت دربین آنها بدعت و بدعت در بین آنها سنت است ، مؤمن دربین آنها حقیر وخار و فاسق والا مرتبه است ،

پیشوایان آنها نادان وستمگر هستند ، علمایشان راه ظلم و ستم را برای ظالمان هموار می کنند ،

ثروتمندانشان حق فقرا را می دزدند و کوچکترها از بزرگترها سبقت می گیرند ،

و هر نادانی در نزدشان باتجربه است و فرقی بین انسان مخلص و شکاک قائل نمی شوند! و بره (گوسفند) و گرگ را ازهم نمی شناسند،

علمایشان شرورترین افراد از خلق خدا بر روی زمین هستند چون که میل به فلسفه و تصوف دارند و بخدا قسم که ایشان اهل سرپیجی و انحراف هستند  و برای جلب محبت مخالفین ما تبلیغ می کنند،

و محبین و شیعیان ما را گمراه می کنند ، اگر به مقام ومنصبی برسند از رشوه گرفتن سیر نمی شوند، و در آنهنگام خدا را از روی ریا عبادت می کنند ، همانا آگاه باشید که ایشان راهزن های مؤمنین هستند (دزد ایمان مؤمنین)! و دعوت کنندگان به دین ملحدان می باشند ،

پس هرکس که ایشان را در آن زمان درک کرد حتماً از آنها حذر کند و حتماً از دین و ایمان خودش محافظت کند .

سپس فرمودند: ای اباهاشم این یکی از اسرار ما بود که پدرم از پدرانش جعفر بن محمد (علیهم السلام) نقل فرمودند پس این حدیث را از غیر اهلش مخفی بدار.(مستدرك سفینه ج 8 ص 299 ، حدیقة الشیعه مقدس اردبیلی ص 628)

 

( شما را به خدا ببینید، اگر فقط صوفی بودند، تشخیص انحرافشان راحت تر بود بنابر احادیث بسیاری که نمونه اش را در ادامه خواهیم آورد، اما با وجود تمایل باطنیشان به صوفیه و فلسفه و انواع و اقسام اعتقادات فاسد و شرک آمیز و تفسیر به رای های توام با هوی و هوس، در لباس علمای دین میروند و عده زیادی را آن هم و به خصوص از شیعیان فریب میدهند و با اعمال و رفتارشان و دزدی و دروغگویی و فریبکاری و ستمگریشان مردم را نسبت به علمای حقیقی دین و خود دین و تشیع و اهل بیت علیهم السلام بدبین می کنند و به این دلیل شرورترین افراد از خلق خدا هستند و بدتر و نجس تر از صوفیانی هستند که لباس علمای دین بر تن ندارند ، لعنت خدا بر آنان باد)

 

·         عن حذيفة بن اليمان وجابر بن عبد الله الأنصاري عن رسول الله (ص) انه قال:
( الويل الويل لامتي في الشورى الكبرى والصغرى ، فسئل عنهما فقال (ص) أما الكبرى فتنعقد في بلدتي بعد وفاتي لغصب خلافة أخي وغصب حق ابنتي ، وأما الشورى الصغرى فتنعقد في الغيبة الكبرى في الزوراء لتغيير سنتي وتبديل أحكامي)
رسول خدا صلی الله و علیه و آله فرمودند: ای وای بر امت من، ای وای بر امت من از شورای کبری و شوراي صغری،
پرسیدند: يا رسول‌الله شورای کبری كدام است؟ و شورای صغری كدام است ؟
فرمود شورای كبری شورائي است كه بعد از وفات من در شهر من تشكيل مي‌شود برای غصب خلافت برادر من و غصب حق دختر من، و اما شورای صغری در زمان غيبت کبری در زوراء (كه ری یا تهران است) تشكيل مي‌شود براي تغيير دادن سنت و تبديل احكام من.
(مناقب العترة ، وكتاب مائتان وخمسون طباطبائي 130، تفسير اثني عشري ذيل آيه 159 آل عمران)

·         امام سجاد (علیه الصلاه و السلام): و الله! لا یخرج واحد منّا قبل خروج القائم‏ علیه السلام إلّا كان مَثَلُهُ مثلَ فَرخ طار من و كره قبل أنْ یستوی جناحاه، فأخذه الصبیان فعبثوا به.»
به خدا سوگند! احدی از ما، پیش از خروج حضرت قائم‏ علیه السلام خروج نمی‏كند، مگر این كه همانند جوجه پرنده‏ای باشد كه پیش از آن كه بال و پر او ردیف شود، از لانه‏ ی خود بیرون زده و پرواز كند. البته به زمین می‏افتد آن را گرفته وكودكان ابزار بازی و سرگرمی خود قرار می‏دهند.( کافی ، ج 8 ، ص 264 / وسائل الشیعه ج 15 ص 50 / مستدرک الوسائل ، ج 11 ، ص 37)
·         امام صادق (علیه الصلاه و السلام): « كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ »
هرپرچمی که قبل از قیام قائم برافراشته شود صاحب آن طاغوتی است که غیر خدا را میپرستد .
(کافی، جلد 8، صفحه 295 و وسائل‏الشيعة ج : 15 ص : 52 و مستدرك‏الوسائل ج : 11 ص : 34)
·         امام صادق (علیه الصلاه و السلام):  « ما خرج و لا يخرج منا اهل البيت الي قيام قائمنا احد ليدفع ظلما او ينعش حقا الا اصطلمه البليه و كان قيامه زياده في مكروهنا و شيعتنا» هیچیک از ما اهل البیت تا روز قیام قائم ما، برای جلوگیری از ستمی یا برای بپاداشتن حقی خروج نمی کند، مگر آنکه بلا و آفتی، او را از بیخ برکند و قیام او بر اندوه ما و شیعیانمان بیافزاید.
(الصحيفة السجّادية المعروفة، نقلناه عن: «المعاني الجليّة في شرح الصحيفة السجاديّة، لنبيل شعبان، الطبعة الأولى، ص 26 - 27)
·         حضرت امیر المومنین علیه السلام در کوفه خطبه ای ایراد کردند و چنین فرمودند :
أیها الناس الزموا الارض من بعدی و ایاکم و الشذّاذ من آل محمد فإنه یخرج شذاذ آل محمد فلا یرون ما یحبون لعصیانهم أمری و نبذهم عهدی و تخرج رایة من ولد الحسین تظهر بالکوفة بدعامة أمیة و یشمل الناس البلاء و یبتلى اللّه خیر الخلق حتى یمیز الخبیث من الطیب و یتبرأ الناس بعضهم من بعض و یطول ذلک حتى یفرج اللّه عنهم برجل من آل محمد (ص) و من خرج من ولدی فعمل بغیر عملی و سار بغیر سیرتی فأنا منه برى‏ء و کل من خرج من ولدی قبل المهدی فانما هو جزور و ایام و الدجالین من ولد فاطمة فان من ولد فاطمة دجالین، و یخرج دجال من دجلة البصرة و لیس منی و هو مقدمة الدجالین کلهم .
ایها الناس بعد از من آرام باشید و از یک عده قلیلى از آل محمّد صلى اللَّه علیه و آله بر حذر باشید زیرا که یک عده قلیلى از آل محمّد صلى اللَّه علیه و آله خروج میکنند ولى به علت مخالفت با امر من و پشت پا زدن به عهد من به مقصود خود نخواهند رسید و بعضى از اولاد امام حسین علیه السلام براى کمک امیّه ظهور میکنند و بلاء، مردم را فرا خواهد گرفت و خدا بهترین خلق را مبتلا خواهد کرد تا اینکه خوبان از بدان ممتاز شوند ، مردم از یک دیگر بیزارى می جویند ، این بلاء طولانى خواهد شد تا اینکه خدا بوسیله مردى از آل محمّد صلى اللَّه علیه و آله براى آنها فرجى مرحمت کند .و هر کس از فرزندان من خروج کند پس به غیر عمل من و به غیر رفتار من عمل و رفتار کرده است . پس من از او بیزار خواهم بود و هر کسى از فرزندان من قبل از ظهور مهدى (عج) خروج نماید جزور(منحرف یا کشته) خواهد شد. از دو دجّال از فرزندان حضرت فاطمه (س) بر حذر باشید؛ زیرا که از اولاد فاطمه (س) دو دجّال بوجود مى آید. و دجّالى هم از بصره خروج میکند که از نسل من نیست و او مقدمه کلیه دجّالها است.  (سید بن طاوس (رض) بعد از نقل این روایت می گوید :این حدیث صریح است در نهی حضرت مولا علی (ع) فرزندانشان را از خروج قبل از حضرت مهدی (عج).) (الملاحم و الفتن ، سید بن طاووس ، باب 36 ، ح 1 )

·         امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: «انّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال.
فقلتُ: بماذا؟ قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ»
همانا از کسانی که مدعی مودت ما اهل بیت هستند، کسی هست که در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام(ع)) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود. (وسائل الشیعه؛ ج ۱۶؛ ص ۱۷۹)

(یکی از مسایلی که شاید کمتر کسی بداند جز برخی علمای قم، دشمنی و کینه بسیار شدید شروسی نسبت به شهید مرحوم آیت الله سید محمد روحانی بود، به طوری که پس از انقلاب و به قدرت رسیدن شروسی، قصد بر کشتن ایشان داشت که با وساطت برخی علما که با شروسی روابط بهتری داشتند و با سماجت بسیار و رفت و آمدهای مکرر، بالاخره توانستند شروسی را راضی کنند تا از تصمیمش برگردد، چه بسا اگر این تصمیم شرورانه عملی می شد به جهت وجاهت و جایگاه بالای علمی و مرجعیت آیت الله سید محمد روحانی، برای شروسی تبعات و هزینه سنگینتری هم داشت.)

·         بخشی از زیارت جامعه کبیره :
... وَ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ الشَّيَاطِينِ وَ حِزْبِهِمُ الظَّالِمِينَ لَكُمْ [وَ] الْجَاحِدِينَ لِحَقِّكُمْ وَ الْمَارِقِينَ مِنْ وِلايَتِكُمْ وَ الْغَاصِبِينَ لِإِرْثِكُمْ [وَ] الشَّاكِّينَ فِيكُمْ [وَ] الْمُنْحَرِفِينَ عَنْكُمْ وَ مِنْ كُلِّ وَلِيجَةٍ دُونَكُمْ وَ كُلِّ مُطَاعٍ سِوَاكُمْ وَ مِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ...
... و به سوی خدا بيزارى می جویم از دشمنانتان و از جبت و طاغوت (اولی و دومی) و شياطين و گروهشان، آن ستم‏ كنندگان به شما،و منكران حقّتان،و خارج‏شدگان از ولايتتان، و غصب ‏كنندگان ميراثتان، و شك‏ كنندگان در حقانيتتان، و منحرف‏ شوندگان از حضرتتان، و از هر آنچه‏ به غير شما وارد در دين شده و از دين نيست، و از هر اطاعت شده‏اى جز شما، و از امامانی كه مردم را به آتش دوزخ مى‏ خوانند...


·         از محمد بن حسين بن ابوالخطاب نقل شده كه گفته است: من درمسجد رسول خدا (ص) خدمت امام هادي (ع) شرفياب بودم كه جمعي از يارانش از جمله ابوهاشم جعفري كه فردي بليغ و سخنور و نزد امام(ع) از جايگاه ويژه اي برخوردار بود ، برآن حضرت وارد شدند. پس از آن گروهي صوفي وارد مسجد شده و در گوشه اي از مسجد حلقه زده و به گفتن ((لا اله الا الله)) پرداختند. امام(ع) به ما فرمود:
 (لاتلتفتوا الي هولاء الخدّاعين فاّنهم خلفاء الشيطان و مخربوا قواعد الدين يتزهّدون اراحة الاجسام و يتهجّدون لصيد الأنعام تجوهون عمراً حتي يديخوا للايكاف حُمراً لايهلّلون إلا لغرور الناس و لا تقلّلون الغذاء الا لملاء العساس و اختلاس قلوب الدفناس ، يكلّمون الناس باملائهم في الحبّ و يطرحونهم باذليلاهم في الجبّ ، اورادهم الرقص و التصدية و اذكارهم الترّنم و التغنية الاّ السفهاء و لا يعتقدهم الاّ ‌الحمقي (الحمقاء خ) فمن ذهب الي زيارة احدهم حياً و ميّتاً فكأنّما ذهب الي زيارة الشيطان و عبادة الاوثان و من اعاناحداً منهم فكأنمّا اعان يزيد و معوبة واباسفيان)
به اين فريبكاران توجه نكنيد كه جانشين شيطان و ويرانگران پايه و اركان دين اند. در جهت راحت طلبي و تن آسايي ، تظاهر به زهد و پارسايي مي كنند و براي شكار چهار پايان شب ها بيدار مي مانند، عمري به خود گرسنگي مي دهند تا الاغ هايي(توده نا آگاه و ضعیف العقل!) را براي پالان نهادن رام نمايند ، كلمه لا اله الا الله را جز براي فريب مردم به زبان نمی آورند و از غذاي اندك استفاده مي كنند تا ظرف هاي بزرگ خود را پر از غذا كنند و دل هاي مردم پست و فرومايه را مجذوب خود سازند . با مردم مهربانانه سخن مي گويند و با گمراهي هاي خود آنان را به درون چاه مي افكنند. ورد آن ها رقص و پاي كوبي و دست افشاني و ذكر شان نغمه و آواز است . تنها نابخردان از آن ها پيروي مي كنند و جز افراد نادان و احمق ، كسي آنان را باور ندارد. آن كس كه در زندگي يا مرگشان به ديدار آنان رود ، گويي يه ديدار شيطان و پرستش بتُ رو آورده است و هركس به فردي از آنان كمك رسانده گويي به ياري يزيد و معاوبه و اباسفيان برخاسته است.
يكي از ياران امام عرضه داشت : اماما هر چند آن مرد حقوق شما را بشناسد؟ راوي مي گويد : امام(ع) چونان فردي خشمگين بدو نگريست و فرمود :( دع ذا عنك من اعترف بحقوقنا لم يذهب في عقوقنا أما تدري انهم أخس طوايف الصوّفية، و الصوّفية كلّهم مخالفونا و طريقتهم مغايرة اطريقتنا و ان هم الاّنصاري او مجوس هذه الامّة اولئك الذين يجهدون في اطفاء نور الله بافواههم والله متّمنورهو لو كره الكافرون)
كسي كه حقوق ما را  بشناسد هيچ گاه نا فرماني ما نمي كند آيا نمي داني كه اينان فرومايه ترين فرقه هاي صوفي اند و همه صوفيان با ما مخالفند و شيوه آنان با راه و رسم ما متفاوت است آن ها نصارا و مجوسيان اين امت اند و كساني كه مي كوشند با دهانشان نور خدا را خاموش سازند ولي خداوند نور خويش را كامل مي گرداند هر جند ناخوشايند كافران باشد.(مقدّس اردبيلي، حديقة الشيعه)

·         نبي اكرم (ص) فرمود: لا تقوم الساعة علي امتّي حتي يخرج قوم من امتّي اسمهم صوفيّة ليسوا منّي انّهم يهود امّتي يحلقون للذكر و يرفعون اصواتهم بالذكر ، يظنّون انّهم علي طريق الابرار بل هل اضلّ من الكفار و هم اهل النار، لهم شهقة كشهقة الحمار و قولهم قول الابرار عملهم عمل الفجّار و هم منازعون للعلماء ليس لهم ايمان و هم معجبون باعمالهم ليس لهم من عمالهم الاّ التعب.
قبل از رستخيز ،گروهي از امتم به نام صوفيه ظاهر مي شوند كه از من نيستند ، آنان يهود امت منند، براي گفتن ذكر ، حلقه مي زنند و صدايشان را به گفتن آن بلند مي كنند و بر اين تصورند كه راه نيكان را مي پويند در صورتي كه از كفار گمراه تر و اهل آتش دوزخ اند ، نظير الاغ عرعر مي كنند و سخنان افراد نيك كردار را بر زبان ميآورند ولي در كردار ، چون فاسقان و فاجرانند باعلما در ستيزند و از ايمان برخوردار نيستند ، از انجام كارهاي خود خرسندند با اين كه امال آن ها جز خستگي سودي برايشان ندارد. (سفينة البحار ج2 ص58)

·         از «احمد ابن محمد بز نطي» روايت كرده اند كه مردي به امام صادق (ع) نقل كرد در اين زمان قومي پيدا شده اند كه به آنها صوفي مي گويند در باره انها چه مي فرماييد ؟  امام (ع) در پاسخ فرمود:
انهم أعدؤُ نا فمن مال إليهم فهو منهم و يُحشَرُ معهم و سيكونُ أ قوام يّدعونَ حُبّنا و يميلون إ ليهم ويتشبهون بهم و يلقبون أنفسهم بلقبِهِم ويُأوّ لون أ قوالهم ألا فمن مالَ إ ليهم فليس منا و إنا منه برآءُ و من أ نكرهم و ردّ عليهم كان كمن جاهد الكفار بين يدي رسول الله(ص) .
آنها (صوفيان) دشمنان ما هستند ، پس هر كس به آنها ميل كند از آنان است و با آنها محشور خواهد شد و به زودي كساني پيدا ميشوند  كه ادعاي محبت مارا ميكنند و به ايشان نيز تمايل نشان ميدهند خود را به ايشان تشبيه نموده و لقب آنان را بر خود ميگذارند و گفتارشان را تأویل ميكنند .بدانكه هر كس به ايشان تمايل نشان دهد از ما نيست و مااز او بيزاريم و هر كس آنان را رد كند مانند كسي است كه در حضور پيامبر اكرم(ص) با كفار جهاد كرده است.(حديقة الشيعه ص 562)

(عارف جایگزین صوفی و عرفان جایگزین تصوف!)

·         پيامبر اکرم (ص): يا اباذر! يکون في آخر الزمان قوم يلبسون الصوف في صيفهم و شتائهم يرون أن لهم الفضل بذلک علي غيرهم اولئک يلعنهم ملائکة السماء و الارض.
اي اباذر! در آخر الزمان قومي پيدا مي شوند که در تابستان و زمستان لباس پشمينه مي پوشند و اين عمل را براي خود فضيلت و 
 نشانه زهد و پارسايي ميدانند آنان را فرشتگان آسمان و زمين لعن مي کنند.(سفينة البحار ج2 ص57)

·         از « حسين بن سعيد» روايت شده است كه گفت:
سألت أبا الحسن (ع) عن الصوفية و قال:«لا يقول أحد بالتصوف الا لخُدعة أو ضلالة أو حماقة و أما مَن سمي نفسه صوفيا للتقية فلا إثم عليه و علامته أن يكتفي بالتسمية فلا يقول بشيئ من عقائد هم الباطلة»
از حضرت رضا (ع) سوال كردم از حال صوفيه؟ فرمود كسي قائل به تصوف نمي شود مگر از روي خدعه و مكر يا جهالت يا حماقت و ليكن اگر كسي از روي تقيه خود را صوفي بنامد ، تا از شر انها در امان بماند بر او گناهي نيست به شرط انكه بر چيزي از عقائد باطلشان قائل نشود.(حديقة الشيعه ص 605)

·         از «بزنطي»و« اسماعيل بن بزيع» از امام رضا (ع) روايت كرده اند كه فرمود:
من ذُكِرَ عِندَهُ الصوفية و لَم يَنكر هُم بِلِسانِهِ وَ قَلبِهِ فليسَ منا و مَن أنكَرَ هُم فكَأنَما جاهَدَ الكُفار بينَ يدي رسول الله(ص).
هر كس نزد او از صوفيه سخن به ميان آيد و به زبان و دل انكار ايشان نكند ، از ما نيست و هر كس صوفيه را انكار نمايد گويا اين كه در راه خدا در حضور رسول خدا(ص) با كفار جهاد كرده است.(سفينةالبحار ج2 ص57)






لِيَکْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
{نحل 55}






برچسب ها: دجال ، آخرالزمان ، خمینی ، خامنه ای ، عرفان ، تصوف ، پیشگویی حوادث آخرالزمان ، ولایت فقیه ، حسن اللهیاری ، سید محمد روحانی